من این حال غریب را

به تمام احوال این جهان ترجیح می دهم!!!

 


همین که تو ایستاده باشی پشت به باد

و من هر ثانیه، با هر وزش باد،

با وسوسه پریدن یا نپریدن در آغوشت بجنگم،

و تو با غرور کمرنگی بر بالای بلندت

و لبخندی بی تفاوت اما آگاه،

 خودت را به کوچه علی چپ زده باشی،

چقدر دیوانه ات شدن،

ساده تر می شود....

 

پ ن 1: اگر به یاد بیاوری ام گهگاه

من همانی ام که سال هاست،

همین جای دنیا مانده ام،

تو تنها کافیست گهگاهی

مرا به یاد آوری...

 

پ ن 2: گاهی بی هیچ بهانه کسی را دوست داری،

گاهی با هزار دلیل هم نمی توانی یکی را دوست داشته باشی!!!

 

پ ن 3:باران که بارید،

تازه یادم افتاد، می شود بارید!

می شود عقده گشایی کرد.

حقیقت این روزها، پس این ثانیه های خفقان آور اینست که من دلخورم!

از تو و او و آنها و همه و همه! اصلا کی به کی است؟ من از خدا هم دلگیرم...

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٦/۱٠ | ٩:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.