نوشتن اگر زبان مشترک ما نباشد،

 


برای من دهان پنهان و پر بهانه ای است در تاریکی جیب های زمان،

نوشتن زبان مشترک عقل و احساس آدمی ست که گهگاه با خودش حرف می زند.

آنقدر آرام که لبانش در سکون می مانند،

و آنقدر بلند که روزی به گوش های تو در آن سوی جهان خواهند رسید.

جهانی که دیوارهایش آدم هایش هستند

 و رفیقانش، منظره هایی که روزی با هم به آنها نگاه کرده ایم.

 جهانی صبور که خاطراتت را در دریاهایش غرق می کند

و گاه آن آدمی که در قلب دریا فرو می رود،

آنچنان عاشقانه زیسته که انگار برای دریا دلبری می کند!

جهانی صبور با نقابی برای نیمه های روشن و تاریک هر آدمی

در گوشه های آن همه  شبانه روز!

 نوشتن اگر زبان مشترک ما نباشد، زمان مشترک حضور من و ....


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢ | ٥:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.