این روزها روزه ام،

 


روزه ی سکوتی است که نیت کرده ام در نبودنت بگیرم،

هنگام سحر  دلم را سیر می کنم از لقمه لقمه ی حسرت...

و به وقت اذان دلتنگی ها،

افطاری ام یک استکان خاطره گرم و

طنین صدایت است که می  پیچد در فضای سوت و کور اتاقم!

مهمانی خدا که تمام شود،

این منم که از پس نبودنت آهسته آهسته کافر می شوم!

می دانی مخاطب خاص من؟

بدهکار هیچکس نیستم مگر همین ماه،

که هرشب تو را به یادم می آورد!

مهم نیست چند ساله باشی،

مهم نیست خانه ات کجا باشد،

من دلم را می نویسم،

دلم را،

من چشم هایت را می نویسم،

حسم و آنچه که از ته دلم بیرون می ریزد و سرریز می شود را ...

برای یافتنت کافی است  فقط چشمهایم را ببندم...

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢۳ | ۸:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.