دلم کسی را می خواهد

 

 


که از جنس خودم باشد،

 دلش شیشه ای، گونه هایش بارانی،

دستانش همیشه گرم،

نگاهش ستاره باران  باشد،

دلم یک دل ساده می خواهد....

یک    دل     ساده !!!

 

پ ن: می دانی مخاطب خاص بهمن ماهی من!؟

هیچ شکی نیست که ماهر ترین دزد دنیا من هستم!

نمی دانی چقدر دزدکی تو را دیدم و تو نفهمیدی ...

اما این پرسه های بی رنگ و لعاب،

میان هزار واژه و کلام،

چیزی عایدم نمی کند...

حرفی از جنس تو می خواهم تا شعرم را رنگی کند...

می دانی ؟ حال من، سوز شیرینی است،

شیرین است اما سخت، حوصله می خواهد، تاب و طاقت می خواهد!

سوز است، داغ است، اما شیرین...

از جنس انتظار است، انتظاری که پایان ندارد...

از جنس نرسیدن است ، چرا که تو سهم من نبوده و نیستی!

اسمش نه عشق است، نه علاقه و نه حتی عادت!!!!

چرا که  وقتی حوا بغض کند، حتی اگر خدا هم سیب بیاورد، تنها آدم است که می تواند آرامش کند...

می دانی؟ هشت ابرویت، هفت یقه ام را می گیرد هنوز هم!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٦ | ٩:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.