سر خورده ام میان هزار راه تو در توی بی انتهای سکوت،

 


سکوتی که نقطه عطف نا امیدی است در تلاقی جسورانه عقل با احساس!

و حضور بی چون و چرای عقایدی سرخ که سبزی ایام را می گیرد

و مشتی لحظه های خاکستری  بر در و دیوار زمان می پاشد.

صبور باید بود...

تا روشنایی خیره کننده رویاها، منتظر باید بود....

منتظر باید بود.....

 

پ ن 1: من برای سالها می نویسم…

سالها بعد که چشمانت عاشق می شوند…

می دانی؟... مخاطب خاص!

 قصه  مادر بزرگ راست بود!

همیشه یکی بود، یکی نبود …

سالها بعد مرا به یاد خواهی آورد،

 آنچنانکه باران غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شوید

 تا نام فراموش گشته ای بدرخشد!

از پس سالها مرا به یاد خواهی آورد...

 

 

پ ن2: ساعت 1:30 بامداد به وقت تهران،

مخاطب خاص  54 دقیقه است  آفلاین کرده و در خواب ناز است،

خواب های رنگی ببینی مهربان :)

پ ن ٣: بی خیال اخم و غرورت مخاطب خاص، زنده باد عاشقانه هایم در خلوت تنهاییم...
موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۱ | ٩:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.