سهم من از دنیا یک اتاق است


و یک پنجره که باز می شود به پهنای آسمان نیلی رنگ با رگه های صورتی و ابرهای پف کرده و کبود...

سهم من یک دفتر شعر است که تک تک لحظه های زندگی ام در آن مرور می شود،

مثل یک سریال 37 قسمته...

و یک خودکار آبی که دلش همیشه برای نام تو تنگ است...

سهم من از دنیا، یک دنیا حرف های نانوشته است و کاغذ های سفیدی که باید سیاه کنم...

 

 پ ن 1: کاش مخاطب خاص یک کلاس حضوری برگزار کند.... وکاش در اینصورت آقای " ک" نماینده محترم کلاس رای استاد را عوض نکند...چه حساسیت خاصی نسبت به برگزاری کلاس حضوری توسط مخاطب خاص دارد؟؟؟، الله یعلم!!!! من که نمی دانم!

یک حس درونی مرموز مدام در ذهنم تکرار می کند که آقای " ک " نماینده محترم کلاس مدلسازی ذهنیت استاد را نسبت به من تغییر داده است وگرنه چرا باید مخاطب خاص نه جواب ایمیلم را بدهد که صد در صد درسی است و نه جوابم را در ال ام اس؟،،،، مطمئنم قضیه مربوط به آن پنج شنبه هست (پست غیر منتظره 14 اسفند 93) یا شاید هم سه شنبه روز همایش 19 اسفند (پست همایش 19 اسفند 93) باز هم الله یعلم !!!!!

پ ن 2: از دوستان دانشگاه اصفهان که به صورت روزانه و مستمر از بلاگ من بازدید می کنند، سپاسگزارم.

"شاد و سلامت باشید"

پ ن 3: همیشه گفته ام، دلتنگی سگش شرف دارد به دلگیری عصر های این جمعه های لعنتی....


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٤ | ٢:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.