مخاطب خاص !

همه روی مغزم راه می روند ، توی لعنتی روی قلبم!

 


به من نگاه نکن

 چه ساده گمان داشتی

فرسودگی مرا در نمی یابد

مرگ مرا به جا نمی آورد

و تو

می توانی پرسیدن حال و هوایم را

تا هر زمان به تعویق بیاندازی ...

 

 

پ ن: کاش می دانستی مرگ چقدر به من نزدیک است...

اگر می دانستی باز هم همین گونه بی خیال گذر می کردی؟ ....

شاید...شاید گذر می کردی، همین گونه... به همین سادگی!

هیچکس به این اندازه که من حس می کنم، حس نکرده که آدم ها هیچ زمانی برای از دست دادن ندارند...

که می دانم خیلی ها نمی دانند چقدر زمان مهم است...

این روزها دوست ندارم کسی از من دلگیر باشد....

کجای این شبم که می کشد هوای گریه ام به نا کجا....؟؟؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٦ | ٥:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.