می خواستم برای نمایندگی کلاس مدل سازی اعلام آمادگی کنم، اما با حضور آقای "ک" در کلاس حاضر نیستم وارد جنگ شوم...خدا آخر عاقبتمان را به خیرکند، وقتی با حضور ایشان آقایان کلاس فرار می کنند، فکر کنم به صلاح نباشد من اعلام آمادگی کنم...

اکثریت دوستان می فرمایند از ایشان دوری کنیم...در واقع کاری به کار ایشان نداشته باشیم

سایر دوستان نظرتون رو فوری بفرمایید لطفا...

 

پ ن 1: خوب!....به نظر می رسد مخاطب خاص علاقه ای ندارد که من، با او پایان نامه بردارم. من تلاشم را کردم...بیشتر از حد انتظار خودم...بیش از ده بار برایش ایمیل زدم....بیشتر از 20 دفعه با واحد پژوهش صحبت کردم...به قول کارشناس محترم پژوهش که می گوید: خوب استاد مورد نظر تو مایل نیست با تو پایان نامه بگیرد، محترمانه دارد به تو می فهماند  "نه"....وگرنه خودش می تواند با گروه صحبت کند. خوب شاید کارشناسان پژوهش بیشتر با اساتید آشنا هستند! اگر اینطور است که آنها می گویند، پس تاکیدی نیست... بهر حال، همین که دو ترم شاگردش هستم برایم خاطره ای ناب است... یا به زبان رسمی برایم باعث افتخار است...هیچگاه دوست نداشته ام خودم را به کسی تحمیل کنم. برایش دو نعمت بزرگ الهی را آرزو دارم: " سلامتی و شادی" ....

به قول ویل دورانت "شادی از خرد عاقل تر است".

گاهی می گویم شاید مصلحت این بود که ظرفیت راهنمایی پایان نامه اش پر باشد و پایان نامه ام با او بهم بخورد، وگرنه چگونه می توانستم در مقابلش بنشینم وقتی زبانم بند می آید و دست و پایم شروع می کند به لرزیدن و مغزم از کار می افتد!!! من شنیدن صدایش راضیم...

پ ن 2:یکی مخاطب خاص منو دززززززززززززززززززدیده...دو روزه تو وایبر آنلاین نشده.... دقیقا از جمعه ساعت 3:38 عصر! هرکسی دزدیدتش زودی بیاره پس بده....دلم برااااااااااااااش تنگ شده!

پ ن 3:دست شما درد نکنه...مخاطب خاص من همین الان یکشنبه حدود 11 شب  به مدت 15 دقیقه وایبر آنلاین شد و خیالمان از بابت سلامتیشان آسوده....خیلی ممنون زودی آوردین پس دادین...دیگه نزدیدش ها....گفته باشم!!!!!!!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٧ | ۸:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.