و اما اینجا...

اینجا که من دراز کشیده ام و آرام و بیعار این را برای خود می نویسم،

هیچ چیز آنقدرها شدید نیست که به فاجعه ای بدل شود...

پرده اتاق را باد آرام شبانه ای می رقصاند و من دیگر در باد جز باد را نمی بینم.

چیزی هست...چیزی شدیدا متوسط....

تنها فاجعه بهم خوردن برنامه پایان نامه هست و دیگر هیچ....آن هم به دلیل چالش بین واحد محترم پژوهش و مدیر محترم گروه!  از همه جالب تر اینست که هیچکدام دیگری را به رسمیت نمی شناسد...هر کدام می گویند شما کاری به آن یکی نداشته باشید!!!!!!!!!!!!!!! کلا همدیگر را به حساب هم نمی آورند...

پ ن1:مخاطب خاص نمره ها رو اعلام کرد...!Every thing for us something new

پ ن2:And nothing else matter

پ ن 3:دنبال اعلام نیاز  برای انتقال و فرار از این سازمان لعنتی هستم و دارم خودم را برای یک چالش بزرگ با سازمان آماده می کنم...دعا کنید یا یک شانس نصیب من شود یا یک معرف قوی و با نفوذ...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ | ٩:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.