خوب...عجب...امروز روز عجیبی بود با کلی اتفاقات کلا چهارشنبه ها همیشه همین طوره...مهم ترینشان این بود که مخاطب خاص قبول نکرد راهنمایی پایان نامه من رو بپذیره...یعنی من از پاسخ ایمیلش چنین مفهومی برداشت کردم...با اینکه  قبلش واحد پژوهش گفته بود که استاد ظرفیت خالی در رشته ما داره!!!

 


دوستان می گفتند اگر قبول کنه راهنمای تکمیل پروپوزال رو می فرسته که من دریافت نکردم...پس یعنی باید دنبال یک استاد دیگر باشم...؟ دوستان نظرتون چیه؟

به هرحال به روی خودم نیاوردم ...ایمیل زدم و گفتم که خوشحال می شدم اگر از محضرتان استفاده می کردم اما متاسفانه انگار برای شما میسر نیست.

حقیقت اینست که هرگز دوست نداشته ام خودم را به کسی تحمیل کنم...یعنی کار درستی نیست... دوست ندارم ذره ای معذب یا ناراحت باشد در این رابطه استاد و شاگردی ...چون همیشه شادی را برایش آرزو می کنم و سلامتی که به نظرم بزرگترین نعمت های الهی هستند.من به همین کلاس درسی  این ترم هم راضیم...

پ ن 1:یه کاغذ، یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیونه...

پ ن 2: نترس از هجوم حضورم...چیزی جز تنهایی با من نیست .

پ ن 3: امروز پنجشنبه ، ساعت به وقت تهران خواب است و همچنان از مخاطب خاص خبری نیست...

پ ن 4:آقای ب.ا قبلا هم بهتون گفتم ...چند بار...برام مهم نیستید...وقتتون را تلف نکنید. کامنت های شما تاثیری روی دیدگاه من نمی گذاره... برای شما موارد خوب زیاد هست.انشاله خوشبخت باشید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩ | ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.