آزادی هدف زندگی بشراست،

بدون آزادی زندگی بی معناست.

منظور از آزادی، آزادی سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی نیست.

آزادی یعنی آزادی از زمان، از ذهن، از آرزو...

                                                                                       "اشو"

آزادی و آزادگی را اگر نتوان یکی دانست، از هم نیز نمی توان جدا کرد.

رهانیدن تن از بند خواسته های کوتاه مدت، کار آسانی نیست و افراد زیادی بدان دست نمی یابند.

"آزادی" واژه مقدسی است، یک مسلک بشری است.

وقتی نماز می خوانی، مدرسه می سازی، مهر می ورزی، شمشاد ها را نوازش می کنی ، به درد دل آن زن بی سرپرست کار آفرین دل می دهی یا می گذاری پشه ای از خون تو رفع گرسنگی کند یعنی تو آزادی!!!

برای بعضی از ما، آزادی تنها یک میدان در تهران است.

برای بعضی از ما، آزادی در رفتارمان است.

اینها بخشی از آزادی اند،

آزادی در ایمان است.

آزادی در دعای زیر بارانی است که برای آن چتر با خود نبری.

آزادی، دخیل بستن متولی است به ضریح امامزاده...

برای دست یابی به آزادی، باید خدای را نه برای دوزخ، نه برای بهشت، بلکه برای خدا بودنش احترام کرد....

 

پ ن 1: هنوزهم از چتر گرفتن زیر باران متنفرم....

راستی اصلا چتر چیست و چه کاربردی دارد زیر بارش باران ، این نعمت الهی بی دریغ؟ 

پیشنهاد می کنم یک بار زیر باران، رها و آزاد از دغدغه های روزمره، بدون چتر قدم بزنید!

 

پ ن 2:مواظب باشید آنچه را که دوست دارید، بدست آورید

وگرنه مجبور می شوید آنچه را که بدست آورده اید، دوست بدارید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱۱ | ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.