زندگی، غیر منطقی است، وحشی است.

در زندگی متضادها، متضاد نیستند، بلکه مکمل اند.

زندگی، به ((یا این))، ((یا آن)) اعتقادی ندارد.

زندگی، به هر دو باور دارد.

روز، شب و شب، روز می شود.

روز و شب به هم می آمیزند و در هم ذوب می شوند.

 

زنده یاد حسین پناهی چه خوب می سراید که " گاهی حجم یک کلاغ، کنتراست یک تابلو را حفظ می کند..."

عشق ها نه در شباهت ها، که در تفاوت ها نمود می یابند.

رنگ سبز، سبز است، سبز ها در هم حل می شوند، اما سبز و قهوه ای، درخت را می سازند.

می گویند پیش از ازدواج، آدم ها، شباهت هایشان را  بیشتر از تفاوت هایشان نشان می دهند و ایراد کار، همین جاست.

سبز، در سبز، از تو علف می سازد و سبز در قهوه ای، از تو درخت.

تو دنبال کدامی؟

آیا تنها دنبال روز و شب، یا سپیدی، و یا سیاهی هستی؟

 سیاه و سپید در کنار هم، ضرب المثل های فراوانی آفریده اند.

ادبیات، از روز و شب و سیاه و سپید، بارها الهام گرفته است.

زیباترین الهام های آدمی در هنر، ناشی از تضادها و کنتراست هاست!

هارمونی، گاهی در تضادها نیز نمود و جلوه ای بارز می یابد...

 

پ ن:مواظب باشید آنچه را که دوست دارید، بدست آورید

وگرنه مجبور می شوید آنچه را که بدست آورده اید، دوست بدارید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.