زندگی شطرنج نیست، تخته نرد است...

بازی روزگار زندگی را شطرنج وار نمی پسندد، زیرا که منطق خشک مهره را نمی توان زندگی کرد.

زندگی را طوری ساخته اند که تاس داشته باشد.

بینداز و نظاره کن...چشم ها را ببند...بازکن...صورتت را جمع کن...

دستانت را در هم گره کن، بدنت را منقبض کن...

همه اینها در ثانیه ای روی می دهد، تا تاسهای عاصی از تکاپو باز ایستند...

مرد بازی باش، که قمار زندگی، بازیگر سختکوش می خواهد و امیدوار!

به جفت ششی دل مبند و از اعداد ناموزون، هراسی به دل راه مده، که شاید ،

دست بعد، صبح دولتت بدمد!

موفق ها امیدوارند و امیدوارها یک فرق بزرگ با ناامید ها دارند:

آنها زندگی را زندگی می کنند!

دنبال کلنجار رفتن با کائنات نیستند و اصولا نخستین گریه زندگیشان برای رزمایش نبوده است و با این هدف پای به دنیای خاکی نگذارده اند...

آنها آمده اند تا از بازی روزگار، خشنود شوند.

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت...

بازیگران حرفه ای،زندگی را نه برای قمار، که برای لذت دور هم بودن می خواهند.

بازیگران ناآزموده اما، دنبال سنجیدن تمام زوایای رویدادها هستند، تا بهترین حرکت را انجام دهند.

آنها می خواهند با کائنات پیر و خردمند شطرنج بازی کنند...!!!!!!!!!!!

 

 

پ ن:با تشکر از ر.کریمی بزرگ

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/٩/۳ | ٩:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.