آشفتگی من از این نیست
که به من دروغ گفتند!

از این آشفته ام سالهاست که دیگر...
نمی توانم دیگران را باور کنم....


نه حرفهای قشنگشان را،

نه احساس به قول خودشان صادقانه شان را.

 آدم ها برایم غریبه اند
.

.

.
 
می دانید؟ دیگر به ریسکش نمی ارزد
 
این روزها...
"بغض" دارم،
" گریه" دارم،
تا دلت بخواهد،
" آه" دارم ...

ولی بازیگر خوبی شده ام؛
" می خندم"!

پ ن:خدایا...

ساده از خطاهایم بگذر،

همانطور که ساده از آرزوهایم می گذری!!!

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۱۸ | ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.