رویـــــــــــاهایم را جمع می‌کنم درون پاکت
و خنده‌ات را خیس می کنم
و می چسبانم بر درش.

در کوچه
... پاییز
صندوق زردی ست.

رویاهایم برگشت خورده‌اند
خیسی ِ خنده‌ات برای بردن رویاهایم
کفایت نمی‌کند.
مستطیلی سرخ دور خنده‌ات:
این رویاها یک نگاه لازم دارند.

اگر ندارید
انتهای کوچه، سمت چپ
فرقی نمی‌کند، سمت راست
گورستان است
دفنشان کنید

زیر برگ‌ها...!

 

پ ن: برگرفته از نوشته های دوست عزیزم سیما


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱٩ | ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.