مهم نوشت: مهربان، ما آدم ها در پس گفتارمان رازهایی داریم پنهان!!!

 می توان مثل تو بود...مهربان


می توان مثل تو بود

ساده اما زیبا،

مهم اما بی خیال،

متواضع اما سربلند،

مهربان اما جدی!!!

مهر که می ورزی احساس سبکی می کنی، گویی انرژی های منفی وجودت را به دست باد می سپاری و رها می شوی، چون برگی از درخت که به آغوش زمین می سپارد خود را...

مهربانی آسان نیست.مهربان ها، نان و پنیرشان را به سوار خسته ای تعارف می کنند.

مهرورزان جرعه آبشان را با گلی در تابستان شریک می شوند.

باری...می توان مهربانی کرد بی دلیل، بی آینده نگری!!!

می توان اصالت وجود خود را انسان گونه به دیگران عرضه نمود.

مهربانی کار آنهایی است که رستگار و رهایند.

خوش به حالت مهربان و دوستت دارم، چون شبیه من نیستی!!!

 

پ ی:هر روز تکرار می شود غزل انتظار من

و زندگی شاید، مجموع ایستایی است از تکرار ....انتظار، تکرار....انتظار

تکرارِ تلخ ترانه ها، بی مرزی این همه انتظار  که با من می ماند!

می دانی مخاطب خاص مهربان من؟

اینجا روزهای رفتن، تکرار می شوند، نه تکراری...

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱۳ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.