دیوونه کیه؟

عاقل کیه؟

جوونور کامل کیه؟

                                               (زنده یاد حسین پناهی)

دیوانگان همیشه ما را می ترسانند.ما از ایشان فاصله می گیریم، مبادا به ما گزندی برسانند و جالب اینجاست یادمان می رود که دیوانگان موجودات بی گناه را شکار نمی کنند، ولی ما شکار می کنیم...دیوانگان غیبت نمی کنند، چشم بر ناموس رفیق ندارند، نزول نمی دهند و نزول نمی کنند، اهل عیش و نوش نیستند،

ساده پوشند و ساده زیست!!!

اهل کباب و باغ شهریار هم نیستند، نه نشئه تریاکند و نه خراب گرد وشیشه...

دیوانگان، رنگ خدا رامی بینند، اسم اعظم را صدا می زنند، اناالحق می گویند و چرخ می زنند و چرخ می زنند.

اما عاقلان، درست نقطه مقابلند!!! می گویند اگر می توانی همسرت را دور بزنی، بزن وگرنه دیوانه ای.

اگر کسی اجازه سوء استفاده به تو می دهد، این کار را بکن وگرنه دیوانه ای.

اگر به میهمانی دعوت می شوی چندان بخور که فردا صبح به زور از خواب بلند شوی...

اگر عاقلان این اند، من سالهاست که دیوانه ام...

دیوانه ام که بوی ورق های کتاب مستم می کند و وصیت کرده ام که با کتابی مرا دفن کنند و پیش از دفن، تمامی اعضایم را بردارند و به دیگری پیوند بزنند.

من دیوانه ام اگر در اندیشه ساختن مدرسه ای هستم و برای آخرت دو ریالی جمع نکرده ام و آرزویم زندگی در تبت است.

عاقلان زندگی سختی دارند...دیوانگان را هر کسی خوراک می دهد.

گرسنه نمی مانند دیوانگان، اما عاقلان چنان مراقبند تا مبادا گرسنه شوند...

یادمان نرود که این ما هستیم که دیوانگان را به زور روان گردان و قرص و آمپول  وارد دنیای عاقلان می کنیم...ما از دنیای دیوانگان چندان نا آگاهیم که نمی دانیم خنده بی گاهشان، سکوت بی پروایشان و اعتراض آشکارشان برای چیست؟!!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٦ | ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.