به نظر می رسد آدم ها به جای اینکه در رابطه شان بایستند و سعی به برطرف کردن مشکل ارتباطی خود با خود یا دیگران کنند، سه  وضعیت را در پیش می گیرند:

این سه وضعیت مربوط به وضعیت والد می باشد:

(نکته:وضعیت بالغ به حل مساله می پردازد)

1- تحمل

2- فرار

٣-خرابکاری

افرادی که در یک رابطه ناسالم (رابطه ای که در حال تحمل کردن آن هستند) به مدت طولانی می مانند و هیچ تلاشی برای اصلاح یا قطع آن رابطه نمی کنند، در نهایت دچار بیماریهای جسمی و البته برخی بیماریهای روانی خواهند شد از قبیل سرطان، سکته، افسردگی، اضطراب و ...

افرادی که گزینه فرار را انتخاب می کنند معمولا در دام می افتند، مثل اعتیاد به:

- کار: افرادی که زیاد کار می کنند و دیگران فکر می کنند که این افراد عاشق کارشان هستند . البته  جالب اینست که خودشان نیز همین فکر را می کنند و جالب تر اینکه به بقیه هم اعلام می کنند که من این شغلم را دوست دارم!!! من فروشندگی را دوست دارم!!! من تدریس را دوست دارم!!! من آرایشگری را دوست دارم!!!  در صورتیکه علاقه به شغل نباید باعث شود آدم یک زندگی یک بعدی پیدا کند. 

- پر خوری و پر نوشی: که بیشتر در مورد آقایان صدق می کند.

- خرید و پاساژ گردی بی رویه: که بیشتر در مورد خانم ها صدق می کند.

- خواب:کم خوابی و پر خوابی یکی از عوامل افسردگی است، بنابراین در زندگی افرادی که با خواب، زیاد میانه ای ندارند یا افرادی که زیاد می خوابند ،  دنبال یک مشکل ارتباطی بگردید.

- مواد مخدر و مشروبات الکلی : که از علایم مهم افراد مشکل دار است.

- ورزش: لزوما همه افرادی که زیاد ورزش می کنند افراد سالمی نیستند.

- اینترنت: اعتیاد به اینترنت نیز می تواند یکی از علایم افرادی باشد که مشکل ارتباطی دارند.

دوستی می گفت که دوستی دارم که کاندیدای جایزه نوبل بوده است، با اینکه این آقا ایرانی می باشد 18 عدد کتاب به زبان انگلیسی به چاپ رسانده است و در کار خود بسیار موفق است، اما...

اما ایشان از نظر روابط اجتماعی صفر است، زندگی اش آشفته و بهم ریخته است و شاید هفته به هفته به زندگی خود رسیدگی نمی کند. با اینکه سن و سالی از او گذشته است جرات ازدواج کردن ندارد و هر چه سنش بالاتر می رود، بدتر نیز می شود.مدام در حال غر زدن است و ...و...و...و در کل زندگی نمی کند.

به نظر من اینجور آدم ها زندگی می کنند برای اینکه کار کنند، اما من معتقدم خوب است که  آدمها کار کنند برای اینکه زندگی کنند.

 

من به این نتیجه رسیدم لزوما آدم های موفق در کار، آدم های سالمی نیستند و کار زیاد دلیل علاقه آدم ها به شغلشان نیست.

بیشتر به نظر می رسد اینگونه آدم ها کار می کنند تا از موضوعی فرار کنند.یک موضوع خانوادگی ، یک موضوع احساسی مثل شکستی در گذشته ، یک موضوع مالی یا....هر موضوعی که به نوعی در گذشته مانده و تمام نشده است، مثل افرادی که از یکدیگر جدا می شوند و در واقع رابطه فیزیکی خود را قطع می کنند اما همچنان با آن شخص در رابطه ذهنی قرار دارند و مدام به او فکر می کنند!

آدمی که نتواند به راحتی احساسش را بیان کند، چه  احساس خشم، چه اندوه ، چه شادی ، چه غم  و چه عشق ، مفتش گران است!!!

 

افرادی که در اینگونه موارد دست به خرابکاری می زنند به چهار دسته تقسیم می شوند:

- غرغرو

-بیچاره

-رییس ماب

-ناجی

فرض که فرزند شما وسیله بازی خود را خراب کرده است:

والدین در مد غرغرو: تو هم که همیشه وسایلت را خرا ب می کنی.همیشه ما باید درگیر این خرابکاری های تو باشیم!

واالدین در مد بیچاره:من که دیگه خسته شدم از دست خرابکاری های تو.از بچه هم شانس نیاوردیم!

والدین در مد رییس ماب: این چه وضعیه؟ همه وسایلت رو خراب می کنی، بچه خونه خراب کن!

والدین در مد ناجی: پاشو برو غذات رو بخور تا من درستش کنم!

در تمام این چهار حالت والدین به فرزندشان آسیب می رسانند، چرا که در وضعیت بالغ به سر نمی برند.

بعضی از والدین هم که وضعیت اول را انتخاب کرده و  تحمل می کنند، در صورتی که اگر در وضعیت بالغ بسر ببرند، از فرزندشان می خواهند چگونگی خراب شدن وسیله را توضیح دهد و بعد با کمک یکدیگر حل مساله می کنند.در واقع به کودک خود ماهیگیری را یاد می دهند.

در طول روز خود را ارزیابی کنید.بیشتر در چه مدی هستید؟ قول می دهم که اکثرا در مد والد هستید، نه کودک و بالغ!

امتحان کنید...

 

پ ی : رویای عزیزم، خوشحالم که بهت خوش گذشته است. راستی شانس آوردی ،استعفا دادی و رفتی و خودتو نجات دادی .کاشکی اون موقع که دانشگاه شریف قبول شده بودم، همین کار رو انجام داده بودم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/۳/۱۱ | ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.