سرم سنگین است...

نمی دانم به خاطر فکر زیاد است یا بیخوابی دیشب تا صبح...

شاید مغزم ورم کرده است...

شاید از دست تو عصبانیم...

شاید  از دست خودم...

شاید هم دلم گرفته است...

شاید برای اینکه خیلی از حرف ها را نگفتم و نخواهم گفت!

باید می گفتم؟

نمی دانم...نمی دانم چی درست است و چی غلط؟

می خواستی از زیر زبانم بکشی احساس واقعی ام را؟

دوست داشتی آنچه را که تو دوست داری به تو بگویم؟

گفتی دوست دارم خیالم از جانب تو راحت باشد!!!!!!!!!!!!!!!!

اما من نگفتم...

چه اصراری داشتی درونم را بدانی؟

برای تو چه فرقی می کرد؟

انصافا، برای تو چه فرقی می کند؟

غیر از اینکه احساس غرورت را دو چندان کنی و دیگری را به رخ من بکشی؟

این بار سوم بود که از موضع تحقیر وارد شدی...

انتظار داشتی من به تو چه بگویم؟

بنابراین بهتر بود در پیله ام فرو روم

پیله ای که شاید داشت کم کم پروانه می شد!

چرا گفتی که  نگران من  هستی؟

واقعا، چرا تو باید نگران من باشی؟

تو که راهت از اول جدا بوده است!!!

تو که به قول خودت عادت نداری کسی را سر کار بگذاری!

بنابراین...

نگفتم که من هم نگاهت را تحلیل کرده بودم،

 چرا که دیدم به اندازه کافی عذاب وجدان داری...

پس چرا باید دانسته هایت را تکرار می کردم؟

نگفتم من تغییراتت را مو به مو، لحظه به لحظه دیده بودم

توی کلاست وقتی آرام آرام قدم می زنی،

بعد از ظهر هایی که کلاس نداشتی، توی حیاط، کنار بوفه،

وقت رسیدن من، پشت آن شاخه های اقاقیا...

وقتی دست به سینه می ایستادی و بیرون را نگاه می کردی!

توی اینترنت وقتی  پیجت را تغییر می دادی!

توی مسنجر که ....

همه تغییراتت را، چه ظاهری و چه مجازی!!!

مثل همین الان که باز تغییر کردی...

 

نگفتم که فهمیدم دروغت را...

اذعان می کنم دروغگوی خوبی نیستی...

پس!!!

اعتراف کن که دروغگوی خوبی نیستی...

اعتراف کن که بلد نیستی از زیر زبان کسی حرف راست و واقعی را بیرون بکشی...

اعتراف کن بعد از این همه سال قضاوت، قاضی خوبی نیستی...

بازپرس خوبی هم نیستی، چون روانشناس خوبی نیستی...

حتی اگر استاد خوبی باشی!

حتی اگر در مجتمع، چهره شماره یک باشی!

اعتراف کن بازیکن خوبی هم نیستی، چون توانستم دستت را  بخوانم!

اگر بازیکن قهاری باشی، آس برنده ات را نگه می داری....

به تو گفتم من پوکر روباز بازی می کنم،تو نخواستی بازی کنی...

نگفتم که من خیلی بیشتر از آنچه فکر می کنی، می دانم!

و البته دیگر، هرگز هم نخواهم گفت.

اگر روزی خواستی حرف دل آدم ها را بدانی ، هیچگاه از بالا به آنها نگاه نکن!

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٩ | ٤:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

لیلی و مجنون افسانه ای عربی است که خیلی بیش از داستان خسرو شیرین در حافظه اجتماعی ضعیف ما ایرانی ها باقی مانده است.

بر اساس این افسانه، لیلی، عاشق وار سکوت می کند و زن دیگری می شود و مجنون سر به بیابان می گذارد.

کاش می دانستیم که زن ایرانی(شیرین) می تواند کاری کند که مرد ایرانی(فرهاد) در جایگاه نماد سازندگی، چون فرهاد کوهکن باشد...

در این خصوص هم مانند بسیاری دیگر از نمونه های ارتباطی، مرغ عشق ها به سوء تفاهم دچار شده اند!!!

نمی دانند عشق های لیلی و مجنونی بدترین و مخرب ترین نوع عشق است.

آنها به جای حرکت به سوی کمال، در رابطه پیشرفت کرده اند!!!

پ ی:سیما عزیزم خوب بودن و  عشق ورزیدن بی قید و شرط، متفاوت بودن نیست.من به این نتیجه رسیدم که این کار ذهن اطرافیان را مسموم و آدم را مجبور می کند آستانه هیجانش را پایین و در عوض آستانه تحملش را بالا ببرد.حداقل در ایران اینطوری است...دکتر و مهندس و بیسواد هم ندارد! البته اینو الان، همین نیمه شب فهمیدم بنابراین نظر صبحم را پس می گیرم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢۸ | ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

گاهی اوقات باید بگذری, بگذاری و بروی
وقتی می مانی و تحمل می کنی
از خودت یک احمق می سازی

پ ی:با تشکر از سیما عزیز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٧ | ۸:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

 و من پس از 10 سال هنوز از آکورد و ملودی و متن nothing elese matter اثر فاخر گروه متالیکا لذت می برم:6/8 Arpege (ریتم سنگین)

نت گیتار اکورد

Em-------------------D------C
So close, no matter how far

Em-----------------------D--------------C

Couldn't be much more from the heart

Em---------------D-----------C
Forever trusting who we are

G----B------------Em
And nothing else matters
Em---------------D------------C
Never opened myself this way

Em---------------------D-------C
Life is ours, we live it our way

Em-----------------------D------C
All these words, I don't just say

G----B------------Em
And nothing else matters
Em----------------D----------C
Trust I seek and I find in you

Em---------------D---------------C
Every day for us something new

Em----------------D------------C
Open mind for a different view

G----B------------Em
And nothing else matters

Chorus:C...A

D----------------------------C
Never cared for what they do

D----------------------------C
Never cared for what they know

D----Em
But I know

Chorus2 C...A
D--------------------------------C
Never cared for what they say

D------------------------------C
Never cared for games they play

D----------------------------C
Never cared for what they do

D----------------------------C
Never cared for what they know

D----Em---------G
And I know - yeah!

So close...

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٠ | ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

میخواهم ازتوبگویم....

و بی آن که حتی در جستجوی واژه ها باشم

در این شب ها که گویند عزیزترین شب های خداست

می خواهم از تو بگویم

از تو که عاشقانه دوستت دارم و میدانم که دوستم داری

با ساده ترین کلمات

همراه با همین اشکی که دارد می غلتد و فرو می افتد

می خواهم بگویم دوستت دارم

اینبار نه می خواهم برایت از آسمان خورشید بیاورم نه می خواهم ستاره ها را برایت بچینم

و نه می خواهم به شهر آرزوها و رؤیاها بروم

فقط ساده و با صداقت

همراه با شاهدی صادق

از اعماق جانی سوخته

با چشمانی بارانی

می خواهم بگویم دوستت دارم و می خواهم بگویم

 این نه سخنی است که تنها بر زبان آید

می خواهم بگویم که

پس از 21 سال پرکشیدنت

پس از 21 سال تحمل همه سختیها و رنج های  نبودنت

هنوز دوستت دارم

و هنوز راز رفتنت را نفهمیده ام

هنوز نفهمیده ام  دلیل دل کندن تو از زمین و زمینیان و دل بستن به آسمان چه بود

می دانی من هنوز با خدا به توافق نرسیده ام

می دانی من هنوز هم از خدا دلگیرم

می دانی امروز 7655 روز است که بی تو گذرانده ام، که نه، تحمل کرده ام.

می دانی روی زمین به من خوش نمی گذرد

به تو چی؟

پیش خدا خوش می گذرد؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٩ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

فیلم درباره الی را دیده اید؟

تنها جمله تاثیر گذار آن برای من این بود:

یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بی پایان است!!!

تنها وضعیتی که  برای من اتفاق می افتد!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱۸ | ٩:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

تا کنون فکر می کردم

 فقر ایمان را از بین می برد

ارزشها را زیر سوال می برد

 

اکنون به نظر می رسد

ثروت هم دست کمی از فقر ندارد!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٥ | ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته ام.

 منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.

تویى که تو از من می‌سازى آرزوهایت  یا کمبودهایت هستند.

 لیاقت انسان‌ها، کیفیت زندگى آنها را تعیین می‌کند، نه آرزوهایشان. 
 
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى. 
 
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه. 
 
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى. 
 
می‌توانى دوستم داشته باشى، همین گونه که هستم و من هم.
  
می‌توانى از من متنفر باشی بى‌هیچ دلیلى و من هم. 
 
چرا که ما هر دو انسانیم.
 
 
پ ی:با تشکر از بهمن عزیز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٦ | ۸:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

من هنوز نتوانسته ام  دست از خنده پای چوبه دار بردارم.

ناراحت شدم، عصبانی شدم،بهم ریختم اما وانمود کردم مشکلی نیست.

گفتم من اصلا ناراحت نیستم و این مشکلات پیش آمده، مسایلی روتین است که همه جا پیش می آید!

اما من هنوز ناراحتم،

از گیر دادن بقیه،از وسواس ذهنی بی موردشان

از اینکه برای یک مساله کوچک، اینقدر فشار را باید تحمل کنم.

از اینکه فقط من مونیتور می شوم.

هر روز و هر روز و هر روز!

به عناوین مختلف...

از آدم های مختلف...

از اینکه مشکلات دیگران برای من مهم است، اما مشکلات من برای بقیه نه.

 

 پ ی : از دوستانی که برای پست  " حالم بد است"  زحمت کشیدند و کامنت گذاشتند و راهنمایی کردند، خواهش می کنم  مجددا در مورد تصمیم قبلی ام ، در پست قبل راهنمایی کنند.

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٤ | ۱:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.