١-آدمها همیشه آن چیزی نیستند که نشان می دهند!

خصوصا اگر بالادستی باشند،

می دانید زننده ترین حیواناتی که دیده ام چاپلوسانند، چرا که برای رسیدن به منافع شخصی شان از هیچ فریبی دریغ نمی کنند.

 ٢-دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن سهم کسانی است که نمی دوند!

آینده را به هستی سپردم...تلاش نخواهم کرد...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/٢٠ | ٦:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

به آسمان ناسزا گفتم تا باز شود

به ابرها التماس کردم تا ببارند

به درگاه خدا برای آب دعا کردم

برای این خون به جوش آمده در رگهایم

مثل این بود که روحم آتش گرفته باشد

و ناچار باشم شعله ها را نظاره کنم

 

در قلب سرزمین خشک

آنها در ماسه شنا می کنند

برای کمی آب مقدس دعا می کنند

تا گناهان را از دستهایمان بشوید

اینجا در سرزمین خشک وعده ها می خشکند!

اینجا کسی گریه نمی کند...

و هیچکس از اینجا جان سالم به در نمی برد

انسانها تمام عمرشان را صرف دعا و انتظار برای اجر عظیمشان می کنند

ولی گاهی به نظر می رسد دستاوردت همچون یک فاحشه ولگرد تو را تنها می گذارد

اگر می توانستم راه مردنم را انتخاب کنم

مردن با اسلحه یا چاقو را ترجیح می دادم

 

هیچکس از اینجا زنده بدر نمی رود!

 

پ ی ١:در زندگی روزهایی هست که هیچکس نیست!

 

پ ی٢:فندق خاله بروز است  

 http://parmis1388.blogfa.com/

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/۱۸ | ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

وقتی کوله بارت خیلی سنگین می شه

فقط دلت می خواد یکی یه ذره کمکت کنه تا بارت رو حمل کنی 

وقتی خیلی دلت تنگ می شه

دلت فقط یه قاب عکس می خواد

تا بهش نگاه کنی و آه بکشی و بگی

یادش به خیر...

داری دنبال یه همدم همیشگی می گردی

کسی که تو حمل کوله بارت بهت کمک کنه

کسی که یه گوش داشته باشه که از شنیدن خسته نمی شه

و کسی که دیگه دستت رو ول نکنه

 

پس چشماتو باز کن

این بار اگه درست انتخاب نکردی و دوباره دستت رو ول کردن

با کله می خوری زمین و نمی تونی وایسیااا...

آره، چشماتو باز کن

بازتر ...

بازم بیشتر

ببین چی می بینی !!!

هزاران دست و هزاران دوست رو می بینی که از هم جدا می شن و

انگار نه انگار که زمانی با هم بودن

هر کدوم راهشون رو می کشن و میرن ...

دست هایی که دوستت دارن  رو

انتخاب کن ...

همون کسی که بار دوشت رو بر می داره

به حرفات گوش می ده و خسته نمی شه

و اون کسی که با دوستی باهاش دیگه نیازی به قاب عکس نداری

آخه عکسش رو رو قلبت چاپ می کنی

همونی که عکسش نیاز به جوهر نداره

آره ، برا ی همینه که عکس خدا رو چاپ نمی کنن ...

با اجازه و تشکر از وبلاگ دیار یار


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/۱۳ | ٩:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

این روزها ستاره ها دور از دسترس می نمایند

این روزها نردبانی در خیابان نیست

این روزها به سرعت می گذرند

این روزها کسی به جز ما نمانده

این روزها هیچکس نمی خواهد خودش باشد

او از پنجره طبقه دوم پرید و چشمهایش را بست

به این فکر افتادم که شاید عاقبت من هم همین باشد!

زمانی برای تلف کردن نیست

حتی معصومیت نیز سوار قطار شبانه شده

این زندگی من است...

من یک دونده صرف نیستم،یک عروسک خیمه شب بازی نیستم

از آنچه می بینم در راه است ،بیشتر می خواهم

همسایه بغلی ام،همین چند روز پیش در اتاقش مرد

برادرش به خانه آمدو او را مرده روی کف اتاق با سوزنی در رگش پیدا کرد

پلیس با کیسه حمل جسد آمد و گفت:او یک ولگرد بود

گفتم:اصل جریان اینست که پسر فهمید،نمی تواند واقعیت را بپذیرد!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | ٦:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

من خسته ام...  خسته از هر سر آغازی که پایانی نا معلوم دارد...

 خسته ام از هر مغز کوچکی که فکری مسموم دارد

کاش خدا تنهایم نگذارد

خسته ام از این همه تکرار سکوت

پلکهایم سنگین است

انگار در پشت پلکهایم کسی ایستاده است.

کسی این پا آن پا میکند. کسی  پشت پلکهایم قدم میزند ...

پشت پلکهایم سایه ها و صورت ها، مثل عکس های افتاده روی هم، به هم می آویزند.

کسی پشت پلکهایم می دود...

چیزی که روی پلکهایم سنگینی می کند خواب مطلق نیست ،

ترکیبی است از یک اضطراب غریب، یک دلهره ی عجیب...

 پلکهایم آهسته آهسته روی هم می رود در این تاریکی شیرین ...

 کاش می شد پلکهایم را باز نکنم...

 کاش می شد به همان آرامی تا نا کجا بروم ...

کاش خدا تنهایم نگذارد...

 

                       کاش خدا تنهایم نگذارد...

                                                               کاش...

 

پ ی:گاهی مواقع واقعیت ها را نیز نباید گفت، وقتی کسی به تو اعتماد نکند،ممکن است حقیقت ها را باور نکند یا برداشت دلخواه داشته باشد.بنابراین تا اعتماد بدست نیاورده ایم حقیقت را نگوییم،چه سربسته و در لفافه،چه رک و صریح!!!چه کامل،چه خلاصه !!!

پ ی:فندق خاله،جیجلشو قربون بروز کرد...

http://parmis1388.blogfa.com/

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/۸ | ٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

یک ویروس H1N1 سی سال طول می کشد تا پروسه  تکامل خود را طی کند و بتواند از انسان به انسان منتقل شود و آن همه افتضاح و مرگ و میر ببار آورد.در واقع سی سال پیش  در مکزیک این ویروس از بدن پرندگان مهاجر به بدن پرندگان اهلی مثل مرغ و خروس منتقل شد و بعد از چندین سال به بدن خوک و بعد از آن به انسان و اکنون از انسان به انسان منتقل می شود.

این کل دوره تکامل ویروس است که سی سال طول کشیده است و تکامل آن منجر به ضرر و زیان کلی در جهان و البته ایران شده است.

تا اینجا نتیجه می گیریم که به تکامل رسیدن هم همیشه خوب نیست،بنابراین زیاد هم دنبال به کمال رسیدن نباشیم ، شاید با کمالاتمان دنیا را به افتضاح بکشانیم که اصطلاحا به آن می گویند پاندمی! یعنی همه گیر جهانی!

صبح داشتم فکر می کردم که دوره تکامل یک انسان با سن متوسط 70 سال چقدر طول می کشد؟تکامل جسمی،تکامل روحی ،تکامل مالی و تکامل احساسی؟

بر فرض که به این تکامل هم برسد به قول آقای دکتر  "چه فایده ای دارد؟"

فرض که من سوار یک ماشین مدل بالا شوم یا خانه ام را به نیاوران منتقل کنم و برای رسیدن به آن کلی هم سگدو بزنم،کلی لابی کنم و ان تا کار دیگر که معلوم نیست درست است یا نه ، بعدش هم در نهایت بخواهم پز اموالم را به یک مشت بدبخت بیچاره مثل الان خودم بدهم.آخرش که چی؟

چرا باید الان را به سختی بگذرانم که در آینده ای که مطمئن نیستم می آید یا نه راحت باشم؟ منی که الان به قول معروف الکی زنده ام و هیچ تضمینی برای یک لحظه دیگرم نیست؟

باز هم به قول آقای دکتر  : چه فایده ای دارد؟

 

پ ی:حقیقت اینست که گاهی ابلهان  درست می گویند!!!

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/٤ | ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()

همیشه در پستوی زندگی چیزی هست که از آن بی خبری!

پس اطمینانی وجود ندارد کسانی که خوبند بهترینند و

کسانی که بد هستند منفورترینند،

چه بسا کاملا بر عکس!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/۱ | ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : چله نشین | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.